تبليغاتX
زنده بگور - شعر

 

می خوام بعد از چندی دوری از این صفحه دوباره بنویسم برای خودم بنویسم برای خودم و خودم...

توی این صفحه که به  آیینه ی دقی برای من تبدیل شده و بد بختی های گذشتمو پیش روم میاره و

زندگی سیاهم دوباره برام بازگو می کنه...

نمی دونم توی کجا این قطعه شعر رو دیدم که با اون خیلی حال کردم و حالی رو که الان دارم خلاصه

میشه توی اون و کمکی دلمو تسکین می ده که اقلا توی دنیا یکی هم مثل من بوده که تونسته

اون رو با این یک قطعه ابراز کنه...

 

زندگی چیست...؟

خون دل خوردن ،

زیر دیوار آرزو مردن...

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 6:47 بعد از ظهر توسط یک دیوانه |