می خوام بعد از چندی دوری از این صفحه دوباره بنویسم برای خودم بنویسم برای خودم و خودم...
توی این صفحه که به آیینه ی دقی برای من تبدیل شده و بد بختی های گذشتمو پیش روم میاره و
زندگی سیاهم دوباره برام بازگو می کنه...
نمی دونم توی کجا این قطعه شعر رو دیدم که با اون خیلی حال کردم و حالی رو که الان دارم خلاصه
میشه توی اون و کمکی دلمو تسکین می ده که اقلا توی دنیا یکی هم مثل من بوده که تونسته
اون رو با این یک قطعه ابراز کنه...
زندگی چیست...؟
خون دل خوردن ،
زیر دیوار آرزو مردن...