تبليغاتX
زنده بگور

 

درود

باید اول  از تمام کسایی که این مدت به وبلاگ بی رونق ما کمی رونق بخشیدند ولی من نتوانستم

این عزیزان را راضی نگهدارم پوزش بطلبم باید بگویم که این دیرکرد های من در بروز رسانی این وبلاگ

کم کم به یک عادت تبدیل شده است اما امیدوارم بتو ا نم این عادت را ترک کنم البته با کمک

دوستان عزیزم...

من این مدت که این وبلاگ رو داشتم  وابستگی عجیبی به این وبلاگ پیدا کردم و توانایی این که وبلاگ

رو حذف و اون رو فراموش کنم رو ندارم .

من این مدت فهمیدم زندگی آنقدرها هم ارزش ندارد که انسان برای آن خود را زجر دهد و لی باید

گفت که انسان موجودی است فطری و هر چه در وجودش شکل گرفته به دنیای پیرامون خویش

می تراود.من هم به این گونه آفریده شده ام انسانی که کو چکترین نامهربانی یک دوست می تواند

چنیدن شبانه روز او را بی خواب کند. بیش از حد از خود گفتم باید جمله هایم را پایان بخشم اما با

غزلی از  * ابر رند همه آفاق مست راستین خیام :

 

تا خاک مرا به قالب آمیخته اند       بس فته که از خاک بر انگیخته اند

من بهتر از این نمیتو ا نم بودن     کا ز بو ته مرا چنین برون ریخته اند

 

*قطعه شعری از بزرگ معاصر م.امید  اما  نا امید...

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 12:58 بعد از ظهر توسط یک دیوانه |