تبليغاتX
زنده بگور
 

گفتم دوستت دارم ... با تعجب به من نگاه کرد...!

گفتم دوستت دارم ... سکوت کرد...!

گفتم دوستت دارم ... خنده از لبانش رخت بر بست...!

گفتم دوستت دارم ... چهره اش شرابگون شد...!

گفتم دوستت دارم ... قطره اشکی بر گونه هایش نشست...!

گفتم دوستت دارم ... آه سردی کشید...!

گفتم دوستت دارم ... رویش را بر گرداند...!

گفتم دوستت دارم ... او رفت بی آنکه بفهمد دوستش دارم...!

 

"بر گرفته از تفکرات یک دیوانه"  

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط یک دیوانه |

 

به نام خالق شیطان

***********************

هر که عاشق شد منت از صد یار می باید کشید

بهر یک گل منت از صد خار می باید کشید

من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل

بخت بد بین کز اجل هم ناز می باید کشید

 

**********************

 

براستی که گریزان باید بود از هر چه ریا و نیرنگ است...

 

ولی گریز راه چاره نیست که هر کجا گریزی ریاکاران بسیارند. و تصور آن دنیایی که بتوان از

 

ریاکاران دور بود نا ممکن است. آیا عشق نمردست و به یک خاطره کهنه در ذهن ما آدمیان تبدیل

 

نشدست دیگر این دنیا برای من  به یک بیهوده خانه  تبدیل شدست آری هر گاه عشق را از آدمی دریغ

 

 کنند دنیا  به یک بیهوده خانه و انسان به یک مرگ تدریجی مبتلا می گردد...

 

هر گونه که می خواهید در مورد من فکر کنید چون دیگر به افکار موجوداتی دو پا چون شما ها که

 

در هم می لولید و برای احساسات دیگران کوچکترین ارزش ها را قائل نیستید ارزشی قائل نخواهم بود

 

من از شما گریزانم تا روزی که مرگ بر من چیره شود و به امید نیستی پس از مرگ خود را می فریبم 

 

شاید که دیگر دنیایی چون این دنیا را پیش روی خود نبینم دنیایی بدون موجودات

 

حریص و سنگدل که حتی عشق را در صورت ها می جو یید.!!!

 

"بر گرفته از تفکرات یک دیوانه"    

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 8:2 بعد از ظهر توسط یک دیوانه |