تبليغاتX
زنده بگور

 

آیا انسان حریص می تواند انقدر قانع باشد که اگر به معشوق خود نرسید ترجیحا خیالپردازی با نقشی

 

که درذهن خود از او برای خود ساخته است بپردازد براستی که کاری دشوار است و می توان عاشق

 

بودن را نوعی  ریاضت برای لذت خواستن دانست...

 

خداوندا بیزارم از هر چه نرسیدن است هر چند که صدای مرا به درگاه کبریایی تو راهی نیست اما

 

می گویم چون نمی توانم ساکت بمانم زیرا مرا زبان دادی که بگویم چشم دادی که زیبایی ها را ببینم

 

عشق دادی که عاشق باشم ولی زندگی را چنان آفریدی که همه ی آنها برایم بی معنیبود پس روز ابد

 

هم بر ما سکوت را تحمیل خواهی کرد که شکوه های ما بی سبب گردد پس مراهمین یکدم عمر بس

 

است که تمام شکوه های خود را بر سپیدی صفحات کاغذ با سیاهی تفکراتی که در ذهن من است

 

بنگارم شاید همین شکوه ها مرحمی گردد بر قلب زجر کشیده ی سایه های اطرافم...

"بر گرفته از تفکرات یک دیوانه"

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 5:34 بعد از ظهر توسط یک دیوانه |